الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )
334
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )
( 1 ) فصل سوّم مردم بر ورس و حلّها و شتران ريختند و غارت كردند ( ورس يعنى اسپرك و حلل همان است كه در فصل يازدهم از باب اول شرح آن بگذشت ) . شيخ مفيد گفت : اثاث و شتران و باروبنهء آن حضرت را غارت كردند و جامههاى زنان را بر بودند . ( 2 ) حميد بن مسلم گفت : مىديدم زنى از زوجات مكرّمات و بنات طاهرات را با آن بىشرمان بر سر جامه در كشمكش بودند و عاقبت آن مردم جامه را از او سر مىربودند . ابو مخنف گفت : حديث كرد مرا سليمان بن ابى راشد از حميد بن مسلم كه گفت : به على اصغر بن الحسين عليهما السّلام رسيدم ديدم بيمار است بر بستر افتاده و شمر بن ذى الجوشن با رجّاله يعنى پيادگان بر سر وى بودند مىگفتند : اين را نمىكشى ؟ من گفتم : سبحان اللّه آيا كودكان را هم بايد كشت اين كودك است ( و انّه لما به ) يعنى همين بيمارى او را از پاى در آورده است ؟ ! كار من اين بود ايستاده بودم و هر كس مىآمد و مىخواست آزارى به آن حضرت رساند جلوگيرى مىكردم تا وقتى عمر سعد برسيد و گفت : هيچكس داخل خيمهء زنان نشود و متعرّض اين جوان بيمار نگردد و هر كس از كالا و متاع ايشان چيزى برده است بازگرداند . حميد گفت : و اللّه هيچكس چيزى بازپس نداد . مترجم گويد : يكى از قواعد مذهب ما اين است كه هر كس عمل نيكى كند پاداش آن يابد هر چند او خود كافر باشد و عمل او اندك مانند فرعون كه كافر بود و آن همه ستم كرد امّا بخشنده بود خداوند ملك واسع و عمر دراز به او مرحمت كرد و نفرين موسى عليه السّلام را بر وى مستجاب نفرمود و انوشيروان كافر بود و عادل خداوند به مروحه دفع عذاب از او فرمايد كما فى الحديث . و عدل از اصول مذهب شيعه است پس خداوند هيچ عمل خير را ضايع نگذارد